پندار نیک گفتار نیک کردار نیک |
|||||||||||||||||||||
|
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1388/07/02 توسط اندیشه نیک گفتار نیک کردار نیک
|
ـ مهم نیست قفل ها دست کیه ، مهم اینه که کلیدها دست خداست.
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1388/06/15 توسط اندیشه نیک گفتار نیک کردار نیک
|
درخشان ترین تاجی که مردم بر سر می نهند در
آتش کوره ها ساخته شده است .
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1388/05/08 توسط اندیشه نیک گفتار نیک کردار نیک
|
هفت نصیحت از مولانا ۱- گشاده دست باش، جاری باش، كمك كن (مثل رود) 2- با شفقت و مهربان باش (مثل خورشید) ۳- اگركسی اشتباه كرد آن را بپوشان (مثل شب) ۴- وقتی عصبانی شدی خاموش باش (مثل مرگ) ۵- متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل خاك) ۶- بخشش و عفو داشته باش (مثل دریا ) ۷- اگرمی خواهی دیگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آینه )
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1388/05/07 توسط اندیشه نیک گفتار نیک کردار نیک
|
مرز در عقل و جنون باریک است کفر و ایمان چه به هم نزدیک است !!!!!!!! نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1388/04/31 توسط اندیشه نیک گفتار نیک کردار نیک
|
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1388/04/14 توسط اندیشه نیک گفتار نیک کردار نیک
|
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1388/04/07 توسط اندیشه نیک گفتار نیک کردار نیک
|
خورشید زنده می کند و می میراند. این خصلت دو گانه عشق نیز هست .
امروز کتاب قصه ی عشق رو ورق میزدم این جمله خیلی جلب توجه میکرد نوشتم شما هم در موردش فکر کنید
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1388/04/03 توسط اندیشه نیک گفتار نیک کردار نیک
|
رازقي
رازقي پرپر شد باغ در چله نشست تو به خاك افتادي كمر عشق شكست ما نشستيم و تماشا كرديم
دلم ميخواد گريه كنم براي قتل عام گل براي مرگ رازقي دلم ميخواد گريه كنم براي نابودي عشق واسه زوال عاشقي
وقتيكه قلبا و گُلا شكسته و پرپر شدند وقتيكه باغچه هاي عشق سوختن و خاكستر شدند من و تو از گل كاغذي باغچه اي داشتيم توي خواب با خشتاي مقوايي خونه مي ساختيم روي آب وقتيكه ماتو جشن شب ستاره بارون مي شديم وقتيكه پشت سنگر سايه ها پنهون مي شديم از نوك بال كفترا خون پريدن مي چكيد صداي بيداري عشق رو خواب شب خط مي كشيد دلم ميخواد گريه كنم براي قتل عام گل براي مرگ رازقي دلم ميخواد گريه كنم براي نابودي عشق واسه زوال عاشقي
از پشت ديواراي شهرانگار صداي پا مياد آواز خونِ در به در انگار يه هم صدا ميخواد ابر سياه رفتنيه خورشيد دوباره در مياد دوباره باغچه گل ميده از عاشقا خبر مياد دلم ميخواد گريه كنم براي قتل عام گل براي مرگ رازقي دلم ميخواد گريه كنم براي نابودي عشق واسه زوال عاشقي
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1388/04/02 توسط اندیشه نیک گفتار نیک کردار نیک
|
خداحافظ گل لادن .تموم عاشقا باختن
نوشته شده در تاريخ جمعه 1388/03/15 توسط اندیشه نیک گفتار نیک کردار نیک
|
بهترین گفته ها را به گوش بشنوید , با اندیشه روشن بر آن بنگرید ,
سپس هر زن و مرد آزادانه راه
خود را بر گزیند.
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1388/03/10 توسط اندیشه نیک گفتار نیک کردار نیک
|
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1388/03/10 توسط اندیشه نیک گفتار نیک کردار نیک
|
بیا لب وا کنیم هم غصه ی من
ایرج جنتی عطایی نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1388/02/31 توسط اندیشه نیک گفتار نیک کردار نیک
|
"خانه دوست کجاست؟" در فلق بود که پرسید سوار آسمان مکثی کرد رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت: نرسیده به درخت، کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است. می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ،سر به در می آرد پس به سمت گل تنهایی می پیچی، دو قدم مانده به گل، پای فواره جاوید اساطیر زمین می مانی و تو را ترسی شفاف فرا می گیرد. در صمیمیت سیال فضا، خش خشی می شنوی: کودکی می بینی رفته از کاج بلندی بالا،جوجه بردارد از لانه نور و از او می پرسی خانه دوست کجاست... سهراب سپهری نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1388/02/31 توسط اندیشه نیک گفتار نیک کردار نیک
|
سلام
![]() معمولا وقتی مطلب آموزنده ای روتوی یه سایت یا وبلاگ میبینم
میزارمش توی وبلاگ خودم و بعد سر فرصت باز هم میام میخونم و استفاده میکنم و ازاینکه از وب خودم دارم چیزی یاد میگیرم خوشحال میشم ![]() اینم از اون موارد آموزنده است امیدوارم بدرد شما هم بخوره
«برایان تریسی» مشاور و روانشناس بزرگ و یکی از معتبرترین مراجع صاحبنظر جهان در زمینهی موفقیت و پیشرفت و همچنین نویسندهی کتاب معروف «قورباغه را بخور» میباشد.
«تریسی» در طی 30سال، به 80کشور دنیا سفر کرده است تا دلایل حقیقی این پرسش را بیابد که «چرا وقایع بهصورتی که هستند، اتفاق میافتند؟» او پاسخها را بهصورت قوانینی خلاصه کرد که سالهای زیادی است در دنیا، افراد مختلف با بهکار گرفتن این اصول و قوانین، به موفقیت و خوشبختی در زندگی خود رسیدهاند. آنچه در زیر میخوانید، خلاصهای از این قانونها میباشد.
1) قانون علت و معلول:
هر چیز به دلیلی رخمیدهد. برای هر علتی، معلولی هست و برای هر معلولی، علت یا علتهای بهخصوصی وجود دارد، چه از آنها اطلاع داشته باشید چه نداشته باشید. چیزی به اسم اتفاق وجود ندارد. در زندگی هر کاری را بخواهید، میتوانید انجام دهید به شرط آنکه:
- تصمیم بگیرید دقیقا ًچه میخواهید. - همانکاری را انجام دهید که کسانیکه در این راه موفق شده اند، انجام دادهاند. 2) قانون ذهن:
همهی علت و معلولها، ذهنی هستند. افکار شما تبدیل به واقعیت میشوند. افکار شما آفرینندهاند. شما تبدیل به همان چیزی میشوید که دربارهی آن بیشتر فکر میکنید. همیشه دربارهی چیزهایی فکر کنید که بهطور واقعی طالب آنها هستید و از فکرکردن دربارهی چیزهایی که خواستار آنها نیستید، اجتناب کنید. 3) قانون عینیتیافتن ذهنیات:
دنیای پیرامون شما، تجلی فیزیکی دنیای درون شماست. کار شما در زندگی، این است که زندگی مورد علاقهی خود را در درون خلق کنید. زندگی ایدهآل خود را با تمام جزئیات آن مجسم کنید و این تصویر ذهنی را تا زمانیکه در دنیای پیرامونتان تحقق پیدا کند، حفظ کنید. 4) قانون رابطهی مستقیم:
زندگی بیرونی شما، بازتاب زندگی درونیتان است. بین طرز فکر و احساسات درونی شما از یکطرف و عملکرد و تجارب بیرونی شما از طرف دیگر، رابطهای مستقیم وجود دارد. روابط اجتماعی، وضعیت جسمانی، شرایط مالی و موفقیت اجتماعی شما، بازتاب دنیای درونیتان است. 5) قانون باور:
هر چیزی را که عمیقاً باور داشته باشید، برایتان به واقعیت تبدیل میشود. شما آنچه را که میبینید، باور نمیکنید بلکه آنچیزی را میبینید که قبلاً بهعنوان یک باور انتخاب کردهاید. پس باید : - باورهای محدودکنندهای را که مانع موفقیت شما هستند، شناسایی کنید. - آنها را از بین ببرید. 6) قانون ارزشها:
نحوهی عملکرد شما، همیشه با زیربناییترین ارزشها و اعتقادات شما هماهنگ است. ارزشهایی که واقعاً به آنها اعتقاد دارید، ادعاهای شما نیست بلکه گفتهها، اعمال و انتخابهای شما بهویژه در هنگام ناراحتی و عصبانیت است. 7) قانون انگیزه:
هرچه میگویید یا انجام میدهید، از تمایلات درونی، خواستهها و غرایز شما سرچشمه میگیرد. اینکار ممکن است بهصورت خودآگاه یا ناخودآگاه انجام شود. رمز موفقیت دو چیز است:
- تعیین اهداف و برنامهریزی برای آنها - مشخصکردن انگیزهها 8) قانون فعالیت ذهن ناخودآگاه:
ناخودآگاه شما موجب میشود همهی گفتهها و اعمالتان، مطابق با الگویی انجام پذیرد که با تصویر ذهنی و باورهای زیربنایی شما هماهنگ است. ذهن ناخودآگاه شما، بسته به اینکه چگونه آنرا برنامهریزی کنید، میتواند شما را بهپیش ببرد و یا از پیشرفت بازدارد. 9) قانون انتظارات:
اگر با اعتمادبهنفس، انتظار وقوع چیزی را داشته باشید، در جهان پیرامونتان، امکان وقوع پیدا میکند. شما همیشه هماهنگ با انتظاراتتان عمل میکنید و انتظارات شما، بر رفتار و طرز برخورد اطرافیانتان تأثیر میگذارد. 10) قانون تمرکز:
هر چیزی که ذهن خود را به آن مشغول سازید، در زندگی واقعیت پیدا میکند. هر چیزیکه روی آن تمرکز کنید و مرتب به آن فکر کنید، در زندگی واقعی شکل میگیرد و گسترش پیدا میکند. بنابراین باید فکر خود را بر چیزهایی متمرکز کنید که در زندگی، واقعاً طالب آنها هستید. 11) قانون عادت:
دستکم 95درصد از کارهایی که انجام میدهید، از روی عادت است، خواه عادتهای مفید و خواه عادتهای مضر. شما میتوانید عادتهایی که موفقیتتان را تضمین میکند، در خود پرورش دهید؛ به اینصورت که تا هنگامیکه رفتار مورد نظر، بهصورت غیرارادی انجام نشود، تمرین و تکرار آگاهانه و مداوم آن را ادامه دهید. 12) قانون جذب:
شما بهطور مرتب افکار، ایدهها و موفقیتهایی را که با افکار غالب شما هماهنگ هستند، به خود جذب میکنید؛ خواه افکار منفی و خواه افکار مثبت. شما میتوانید بهتر از اینکه هستید، باشید. ثروتمندتر از اکنون باشید و تواناییهای بیشتری داشته باشید چون میتوانید افکار غالب خود را تغییر دهید. 13) قانون انتخاب:
زندگی شما، نتیجهی انتخابهای شما تا این لحظه است. چون همیشه در انتخاب افکار خود آزاد هستید، کنترل کامل زندگیتان و تمامی آنچه برایتان اتفاق میافتد نیز در دست شماست. 14) قانون تفکر مثبت:
برای موفقیت و شادی در تمام جنبههای زندگی، تفکر مثبت، امری ضروری است. شیوهی تفکر شما، نشاندهندهی ارزشها، اعتقادات و انتظارات شماست. 15) قانون تغییر:
تغییر، غیرقابل اجتناب است و چون با دانش روزافزون و تکنولوژی رو به پیشرفت هدایت میشود، با سرعتی غیرقابل قیاس با گذشته، در حال حرکت است. کار شما این است که استاد تغییر باشید نه قربانی آن. 16) قانون کنترل:
اینکه تا چه حد در مورد خودتان مثبت فکر میکنید، بستگی به این دارد که فکر میکنید تا چه حد زندگیتان را تحت کنترل دارید. سلامتی، شادی و عملکرد عالی، از طریق کنترل کامل افکار، اعمال و شرایط پیرامونتان بهوجود میآید. 17) قانون مسؤولیت:
هرجا که هستید و هرچه که هستید، بهخاطر آن است که خودتان اینطور خواستهاید. مسؤولیت کامل آنچه که هستید، آنچه که بهدست آوردهاید و آنچه که خواهید شد، بر عهدهی خود شماست. 18) قانون پاداش:
عالم در نظم و تعادل کامل بهسر میبرد. شما همیشه پاداش کامل اعمالتان را میگیرید. همیشه از همان دست که میدهید، از همان دست هم میگیرید. اگر از عالم بیشتر دریافت میکنید، به این دلیل است که بیشتر میبخشید. 19) قانون خدمت:
پاداشهایی که در زندگی میگیرید، با میزان خدمتتان به دیگران، رابطهی مستقیم دارد. هرچه بیشتر برای بهبود زندگی و سعادت دیگران، کار و مطالعه کنید و تواناییهای خود را افزایش دهید، در عرصههای مختلف زندگی خود نیز پیشرفت میکنید. 20) قانون تأثیر تلاش:
همهی امیدها، رؤیاها، هدفها و آرمانهای شما، در گرو سختکوشی شماست. هرچه بیشتر تلاش کنید، بخت و اقبال بهتری پیدا میکنید. هیچ راه میانبری وجود ندارد. نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1388/02/30 توسط اندیشه نیک گفتار نیک کردار نیک
|
از نور حرف مي زنم ، از نور از جان زنده ، از نفس تازه ، از غرور . اما در ازدحام خيابان گم مي شود صداي من و نغمه هاي من . گويند اين و آن : ” خود را از اين تكاپوي بيهوده وارهان ! بي حاصل است اين همه فرياد در گوش هاي كر ! ديوانه حرف مي زند از نور با موش هاي كور ! “ فریدون مشیری
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1388/02/30 توسط اندیشه نیک گفتار نیک کردار نیک
|
اما میدونم نمیشه همیشه داشته باشمش قبلا نگران بودم گربه نخوردش اما امروز میدونم، حتی اگه گربه سراغش نیاد بازم نمیتونم اونو همیشه داشته باشم !
نوشته شده در تاريخ شنبه 1388/02/26 توسط اندیشه نیک گفتار نیک کردار نیک
|
وقتی پا در رکاب اسب می نهی , بر بال تاریخ سوار شده ای شمشیر و عمل تو ماندگار می شود چون هزاران فرزند به دنیا نیامده این سرزمین آزادیشان را از بازوان و اندیشه ما می خواهند . پس با عمل خود می آموزانیم که پدرانشان نسبت به آینده آنان بی تفاوت نبوده اند . آنان خواهند آموخت آزادیشان را به هیچ قیمت و بهایی نفروشند نوشته شده در تاريخ جمعه 1388/02/25 توسط اندیشه نیک گفتار نیک کردار نیک
|
جهان است شادان به پندار نیک
چو پندار و گفتار تو نیک شد
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1388/02/23 توسط اندیشه نیک گفتار نیک کردار نیک
|
يکي از پرآوازه ترين شاعران ايران زمين و يکي از بزرگترين حماسه سرايان جهان در قرن چهارم و پنجم پس از اسلام ، حکيم ابوالقاسم فردوسي است. وي در سال 329هجري، در روستاي «باژ» که يکي از روستاهای طوس است، ديده به جهان گشود. شاهنامه سرايي در عهد سامانيان در قرن چهارهم هجري، جمع آوري و تأليف سرگذشت پادشاهان قديم ايران رونق به سزايي يافت. اين کتاب ها که به شاهنامه معروف بودند به نثر نوشته شده بود و پيش از آن که از ميان بروند، منبع و مأخذ برخي از کتاب هاي منثور و منظوم تاريخي در زبان فارسي و عربي قرار گرفت. جامع ترين آنها شاهنامنه منثور ابومنصوري نام داشت که به فرمان «ابومنصور محمدبن عبدالرزاق» حاکم طوس، در حدود سال 346ه.ق به دست جمعي از مورخان و نويسندگان جمع آوري و تدوين گرديد. اين کتاب، مأخد مهم فردوسي در نظم شاهنامه است. دقيقي، اولين شاهنامه سرا پيش از آن که فردوسي، به شاهنامه سرايي بپردازد، «دقيقي» که از شاعران بزرگ و همسال فردوسي است به نظم شاهنامه روي آورده بود. وي تنها هزار بيت از داستان گشتاسب و ارجاسب توراني را سروده بود که در سن کمتر از چهل سالگي به دست غلامش کشته شد. فرودسي علت قتل او را «خوي بد» ياد مي کند و چينن مي گويد: جوانيش را خوي بد يار بود همه ساله تا بد به پيکار بود منابع شاهنامه پس از قتل دقيقي، دوستان فردوسي که قوت طبع شاعري او را پيش از اين آزموده بودند نزد وي آمده و او را به ادامه کار تشويق کردند؛ اما وي منبع و مأخذي در اختيار نداشت که بتواند از روي آن به نظم شاهنامه بپردازد؛ از اين رو اين شاعر خستگي ناپذير و سخت کوش براي تهيه اين منابع به شهرهاي بخارا، مرو، بلخ و هرات سفر کرده و با يک تحقيق ميداني و گسترده، داستان هاي باستان را از سينه پيران جهان ديده بيرون کشيد و آن ر ا به نسل هاي پيش ازخود تقديم کرد. بپرسيدم از هر کسي بي شمار نترسيدم از گردش روزگار و اين در حالي بود که آتش جنگ همه جا شعله ور و راه ها پر خطر بود. زمانه سراي پر از جنگ بود به جويندگان بر جهان تنگ بود. نگراني فردوسي بزرگ ترين لذت بزرگان علم و ادب زماني است که بتوانند نتيجه تلاشهاي علمي و ادبي خود را ببيند و آثاري گران سنگ و ارزشمند از خود به يادگار گذارند. همچنين بزرگ ترين نگراني آنان هنگامي است که موانع و مشکلاتي خواسته يا ناخواسته در اين راه پيش آيد و نتوانند کار بزرگي را که آغاز کرده اند به پايان برند. فردوسي نيز چنين بود. او هميشه اين نگراني و دغدعه خاطر را داشت که مبادا او هم همانند دقيقي که چهل سالگي از دنيا رفت با مرگي نا به هنگام روبه رو شود و نتواند کار بزرگي را که با عشق و علاقه آغاز کرده به فرجام رساند؛ از اين رو از خداوند مي خواست که آن قدر زنده بماند که بتواند شاهنامه را که خود آن را «نامه شهر ياران پيش» ناميده بود به نظم درآورد. همي خواهم از دادگر يک خداي که چندان بمانم به گيتي به جاي دعاي او متسجاب شد و در سن 71 سالگي، شاهنامه را به پايان رساند و در سن 82 سالگي نيز جهان فاني را وداع گفت. حامي قدرشناس اگر چه فردوسي در خانواده اي به دنيا آمد که به قول نظامي عروضي صاحب آب و زمين بودند و او بدين سبب از امثال خود بي نياز بود؛ اما هر چه داشت همه را در راه تدوين شاهنامه خرج کرد و خود گرفتار فقر و تهيدستي گرديد. در اين زمان يکي از امراي قدرشناس طوس او را از نگراني معاش و اندوه فقر رهايي بخشيد و تحت حمايت خود قرار داد؛ اما ديري نپاييد که اين حامي قدرشناس به وضع نامعلومي ناپديد شد. بعد از آن بود که ديگر فردوسي روي آسايش نديد و فقر، سايه سياه و سنگين خود را تا پايان عمر بر سر راه او انداخت. الا اي برآورده چرخ بلند چه داري به پيري مرا مستمند رنج سي ساله «هرچه زودتر برآيد؛ دير نپايد». بسي رنج بردم در اين سال سي عجم زنده کردم بدين پارسي فردوسي در سن کهولت نيز خود را بازنشسته نپنداشت و هستي خود را در اين راه گذاشت و تا دستانش توان نوشتن داشت قلم را کنار ننهاد و حاصل رنج سي ساله خود را در سال 400 هجري و در سن 71 سالگي به جامعه ادبي وهنري ايران زمين تقديم کرد تا در سن 82 سالگي نيز به پيرايش و آرايش آن پرداخت. مرگ فردوسي سلطان محمود غرنوي، ابتدا فردوسي را مورد بي مهري قرار داد و دل او را ر نجاند، اما سال ها بعد درصدد برآمد ازاين شاعر دل شکسته دل جويي کند؛ از اين رو هدايايي فراهم کرد و گفت: با شتر سلطاني به طوس برند و از او عذر خواهند؛ اما اقبال با اين شاعر همراه نبود. نظامي عروضي گويد: هداياي سلطان به سلامت به شهر «طبران» رسيد، وقتي شتر از دروازه «رودبار» وارد مي شد، جنازه فردوسي از دروازه «رزان» بيرون مي رفت. گويند از فردوسي دختري ماند سخت بزرگوار، خواستند هداياي سلطان را بدو سپارند، قبول نکرد و گفت بدان محتاج نيستم. فردوسي پس از 82 سال زندگي شرافتمندانه و افتخار آميز در سال 411ه. ق غريبانه وفات يافت و دخترش عزت و بلند طبعي او را کامل کرد و اين چنان مقتدرانه از هداياي مادي سلطاني چشم پوشيد و افتخاري بر افتخارات پدر افزود. کاخ بلند فردوسي وقتي خبر مرگ فردوسي و رد هداياي او توسط دخترش به گوش سلطان محمود غزنوي رسيد، دستور داد تا با آن هدايا کاروان سرا و آب انباري در بين راه نيشابور و مرو بنا کند. امروز پس از گذشت هزار سال که از مرگ فردوسي مي گذرد نه از کاروان سرا اثري است و نه از «سلطان سرا»؛ نه از کاخ نشاني است و نه از کاخ نشين؛ اما کاخي که فردوسي بنا کرد نه تنها با گذشت روزگاران ويران نگرديد بلکه بر آبادي و استحکام آن افزوده گشت. صلاح کار کجا و من خراب کجا ببين تفاوت ره از کجاست تا به کجا فردوسي خود در شاهنامه آورده است: بناهاي آباد گردد خراب ز باران و از تابش آفتاب
۲۵ اردیبهشت ماه روز بزرگداشت فردوسی سخنور بزرگ و زنده نگهدارنده زبان و ادب و تاریخ سرزمین ایران است. کسی که با همه ناملایمات افتخار این سرزمین کهن و مقدس است ، امید است روزی قدر این بزرگ توسط ایرانیان شناخته شود.
منبع (شاهنامه تاریخ راستین ایران زمین)
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1388/02/22 توسط اندیشه نیک گفتار نیک کردار نیک
|
ای قوم به حج رفته کجایید کجایید
معشوق همین جاست بیایید بیایید
معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار در بادیه سرگشته شما در چه هوایید
گر صورت بیصورت معشوق ببینید هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید
ده بار از آن راه بدان خانه برفتید یک بار از این خانه بر این بام برآیید
آن خانه لطیفست نشانهاش بگفتید از خواجه آن خانه نشانی بنمایید
یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدیت یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید
با این همه آن رنج شما گنج شما باد افسوس که بر گنج شما پرده شمایید
(مولوی) |
|||||||||||||||||||||