بیست ونهم بهمن سپندارمذگان مبارک باد

 

در این روز مردان به همسران خودهدیه می‌دادند.مردان زنان خانواده را بر تخت شاهی می‌نشاندند و از

 

آنها اطاعت می‌کردند و به آنان هدیه می‌دادند.این یک یادآوری برای مردان بود تا مادران و همسران خود را

 

 گرامی بدارند و چون یاد این جشن تا مدت‌ها ادامه داشت و بسیار باشکوه برگزار می‌شد همواره این

 

آزرم و احترام به زن برای مردان گوشزد می‌گردید. این جشن هیچ ارتباطی به والنتاین ندارد

 

 

 

 

سپندارمذ لقب ملی زمین است . یعنی گستراننده ،

مقدس و فروتن .

 

زمین نماد عشق است ، چون با

 

فروتنی ، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد .

 

زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون

 

 مادری در دامن خود امان می دهد.

 

به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را به عنوان نماد

 

عشق می پنداشتند .

 

کرمانشاه -طاق بستان

 

عاشقی راشرط تنها ناله وفریاد نیست
 
تاکسی از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست
 
تا نشد رسوای عالم کس نشد استاد عشق
 
نیم رسوا عاشق اندر فن خود استاد نیست
 
ای دل از حال من وبلبل چه می پرسی برو
 
ما دوتن شوریده را کاری به جز فریاد نیست
 
(میر زاده عشقی)

هما میر افشار

شعر گلپونه ها

سحرگاه چون پنجره را گشودم تا نسیم سحر گاهی باز لفهای سرکش وجان ملتهبم بازی کند عطر گلپونه های وحشی مشام جانم را چنان سرشار ساخت که بی اختیار به سالها قبل یعنی به زمان کودکیم باز کشتم همان دخترکی شدم که در کنار باریکه آبی به نام جوی که از نزدیک منزلشان میگذشت با سبزه های نورس و گلپونه های وحشی درد دل میکرد همان دختر ساکت و آرامی که بازیهای کودکانه نیز شادمانش نمیساخت سراسر وجودش غمی بود مرموز که هر روز غروب هنگام بهاران او را به کنار پونه های سر سبز میکشید .... سلام پونه ها سلام گلپونه ها امروز مامان با من قهر بود ..... وصبح نمیدانم چرا اخمهای پدرم باز نمیشد حتی وقتی با دستهای کوچکم برای او چای میریختم به روی من لبخندی نزد در عوض برادرم را .... گلپونه ها.... مهری دختر همسایه با من بازی نمیکند چند روز است احساس میکنم که اگرپسر به دنیا می امدم بهتر بود... و گلپونه ها با چشمهای مهربانشان آرام به درد دلهای کودکانه من گوش میسپردند و هر گز از پر گوییهای من نمیرنجیدند. مطمئن بودم که آنچه به آنها گفته ام برای همیشه در سینه های پاک و نازنینشان دفن میشود آری مطمئن بودم... و آنها از همان اوان کودکی هر بهار سنگ صبور من بودند ومن چه بسیارها که به انتظارشان چشم به راه ماندهام و اکنون در این سحرگاه روشن و دلپذیر بهاری با خود می اندیشم ... در خود میگریم و افسوس میخورم که چرا نمیتوانم چون آن روزهای زود گذر و شیرین حتی به گلپونه ها نیز اعتماد کنم ... آه چه سخت است بدین گونه تنها ماندن که حتی نسیم سحری نیز همراز نیست و محرم راز
قطعه شعر گلپونه ها را بدین مناسبت سروده ام
"هما"

گلپونه ها
گلپونه های وحشی دشت امیدم وقت سحر شد
خاموشی شب رفت و فردایی دگر شد
من مانده ام تنهای تنها
من مانده ام تنها میان سیل غمها
گلپونه های وحشی دشت امیدم وقت جداییها گذشته
باران اشکم روی گور دل چکیده
بر خاک سرد و تیره ای پاشیده شبنم
من دیده بر راه شما دارم که شاید
سر بر کشید از خاکهای تیره غم
/////
من مرغک افسرده ای بر شاخسارم
گلپونه ها گلپونه ها چشم انتظارم
میخواهم اکنون تا سحر گاهان بخوانم
افسرده ام دیوانه ام آزرده ام
//////
گلپونه ها گلپونه ها غمها مرا کشت
گلپونه ها آزار آدمها مرا کشت
گلپونه ها گلپونه ها نامهربانی آتشم زد
گلپونه ها بی همزبانی آتشم زد
////
گلپونه ها در باده ها مستی نمانده
جز اشک غم در ساغر هستی نمانده
گلپونه ها دیگر خدا هم یاد من نیست
همدرد دل شب ها به جز فریاد من نیست
////
گلپونه ها آن ساغر بشکسته ام من
گلپونه ها از زندگانی خسته ام من
دیگر بس است آخر جداییها خدا را
سربر کشید از خاک های تیره غم
////
گلپونه ها گلپونه ها من بی قرارم
ای قصه گویان وفا چشم انتظارم
آه ای پرستو های ره گم کرده دشت
سوی دیار آشناییها بکوچید
بامن بمانید بامن بخوانید
////
شاید که هستی راز سر گیرم دوباره
آن شور و مستی را زسر گیرم دوباره

چه کسی پنیر مرا جابجا کرده است؟

 

 تغییر اتفاق میافتد.

آنها دائماً پنیر را جابجا میکنند.

انتظار تغییر را داشته باشید.

آمادهی جابجا شدن پنیر باشید.

تغییر را کنترل کنید.

پنیر را دائماً بو کنید، آن قدر که بفهمید چه وقت دارد کهنه میشود.

خودتان را به سرعت با تغییر تطبیق بدهید.

هر چه سریعتر پنیر کهنه را رها کنید، زودتر میتوانید از پنیر تازه لذت ببرید.

تغییر کنید.

با پنیر حرکت کنید.

از تغییر لذت ببرید.

از ماجراجویی لذت ببرید و لذت ببرید از مزهی پنیر تازه.

همیشه آمادهی تغییر سریع باشید و هر بار از آن لذت ببرید.

آنها دائماً پنیر را جابجا میکنند.

 

 

دوستان خوبم:

اینها نکات کلیدی این داستان پند آموزند ،مطمئنم از خوندنش لذت خواهید برد و خیلی به شما

 کمک میکنه 

میتوند کامل اون رو در ادامه مطلب بخونید


 راستی امروزدهم بهمن در باور ایرانیان باستان و زرتشتیان جشن سده میباشد

که به نوبه خودم این روز رو به همه ی ایرانیان مخصوصا هم وطنان زرتشتی عزیز تبریک میگم

                                                بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir 

درخصوص جشن سده ، فردوسی شاعر حماسه سرای ایران آورده است که:هوشنگ پادشاه پیشدادی روزی به سوی کوه در حرکت بود، از دور مار سیاهرنگ بزرگی  را مشاهده کرد،سنگی برمی دارد وباتمام قدرتبه سوی مار پرتاب می کند ولی سنگ به جای مار به سنگ دیگری برخورد می کند وحاصل این برخورد پیدایش جرقه و روشن شدن آتش است .

هوشنگ با دیدن فروغ آتش ، خداوند جهان آفرین را ستایش می کند و جشن بزرگی ترتیب می دهد و درکنار آتش فروزان به میگساری می پردازد . هوشنگ آن جشن را سده می نامد و می گوید که این آتش فروغ ایزدی است ،پس همه آنرا تکریم می کنند.

البته چند باور دیگر هم در این زمینه ذکر شده که میتونید به کتاب جشن های ملی ایرانیان نوشته ی رضا دشتی مراجعه کنید

این مطلب رو از این کتاب گرفتم.(بخش پنجم ص ۱۰۸)

 

ادامه نوشته

سخنان جاودانه ها

 

ferdowsi - nader shah - Nietzsche - Great Orod -  Khalil Gibran - goethe - Churchill -  shaw george bernard -  tolstoi -  Louis Pasteur - briant tracy -  سخنان بزرگان از : فردوسی خردمند ، نادر شاه ، فردریش نیچه ، ارد بزرگ ، جبران خلیل جبران ، گوته ، چرچیل ، برنارد شاو ، تولستوی ، پاستور ، برایان تریسی

دیوان که فرمانروا و دست دراز شدند سخن از نیکی را هم  باید مانند راز گفت

 چنین گفت رستم به اسفندیار   که کردار ماند ز ما یادگار .

فردوسی خردمند

سپندار مذگان، روز عشاق ايرانی

 

كمتر كسي است كه بداند در ايران باستان، نه چون روميان از سه قرن پس از ميلاد، كه از بيست قرن پيش از ميلاد، روزي موسوم به روز عشق وجود داشته است. جالب است بدانيد كه اين روز در تقويم جديد ايراني دقيقا مصادف است با 29 بهمن، يعني تنها 4 روز پس از والنتاين فرنگي است! اين روز "سپندارمذگان" يا "اسفندارمذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن اين روز به عنوان "روز عشق" به اين صورت بوده است كه در ايران باستان هر ماه را سي روز حساب مي كردند و علاوه بر اينكه ماه ها اسم داشتند، هريك از روزهاي ماه نيز يك نام داشتند. روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندارمذ لقب ملي زمين يعني گستراننده، مقدس، فروتن است. زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد. زشت و زيبا را به يك چشم مي نگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي دهد. به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را بعنوان نماد عشق مي پنداشتند.... آيا زمان آن نرسيده است كه همچون سال هاي اخير و گسترش جشن هاي سده و مهرگان در ايران نسبت به پيش تر، سپندار مذگان را هم گرامي بداريم ؟
 

 

حتما شما هم هياهو و هيجان را در خيابان ها دیده اید. مغازه هاي

اجناس كادوئي لوكس و فانتزي غلغله ميشود.شمع شکلات ادکلن و..

همه وهمه در جعبه های رنگی قشنگ همراه با کارت هایی که بر روی

 آنها جملاتی هم نوشته شده و حاکی از عشق و علاقه طرفین می باشد

بازار داغی دارند . همه جا اسم Valentine به گوش مي خورد.

ملت ايران از جمله ملت هايي است كه زندگي اش با جشن و

 شادماني پيوند فراواني داشته است، به مناسبت هاي گوناگون جشن

 مي گرفتند و با سرور و شادماني روزگار مي گذرانده اند. اين جشن ها نشان

دهنده فرهنگ، نحوه زندگي، خلق و خوي، فلسفه حيات و كلا جهان بيني

 ايرانيان باستان است. از آنجايي كه ما با فرهنگ باستاني خود آشنا نیستيم

 شكوه و زيبايي اين فرهنگ با ما بيگانه شده است.

چند سالی بیش نیست که روز ۱۴ فوریه در تقویم جوانان ایرانی ؛

 روز ویژه ای شده است. خصوصیتی که روزهای ملی و سنتی ما

 در همان تقویم ها از آن بی بهره اند. سده ، مهرگان ، تیرگان و ... شاید

برای خیلی ها نام های غریبه ای باشنداما از هر بچه مدرسه اي كه در

 مورد والنتاين سوال كني مي داند كه "در قرن سوم ميلادي كه

 مطابق مي شود با اوايل امپراطوري ساساني در ايران، در روم

باستان فرمانروايي بوده است بنام كلوديوس دوم که عقايد عجيبي داشته

 است از جمله اينكه سربازي خوب خواهد جنگيد كه مجرد باشد. از اين

رو ازدواج را براي سربازان امپراطوري روم قدغن مي كند. كلوديوس به

قدري بي رحم وفرمانش به اندازه اي قاطع بود كه هيچ كس جرات

كمك به ازدواج سربازان را نداشت.اما كشيشي به نام والنتيوس(والنتاين)،

مخفيانه عقد سربازان رومي را با دختران محبوبشان جاري مي كرد.

كلوديوس دوم از اين جريان خبردار مي شود و دستور مي دهد كه والنتاين

را به زندان بيندازند. والنتاين در زندان عاشق دختر زندانبان مي شود .

سرانجام كشيش به جرم جاري كردن عقد عشاق،با قلبي عاشق

اعدام مي شود...بنابراين او را به عنوان فدايي وشهيد راه عشق

مي دانند و از آن زمان نماد و سمبلي براي عشق مي شود!"

اما كمتر كسي است كه بداند در ايران باستان، نه چون روميان از

سه قرن پس از ميلاد، كه از بيست قرن پيش از ميلاد، روزي موسوم به

 روز عشق وجود داشته است!

جالب است بدانيد كه اين روز در تقويم جديد ايراني دقيقا مصادف است

با 29 بهمن، يعني تنها 4 روز پس از والنتاين فرنگي است!

 اين روز "سپندارمذگان" يا "اسفندارمذگان" نام داشته است.

 فلسفه بزرگداشتن اين روز به عنوان "روز عشق" به اين صورت بوده است

كه در ايران باستان هر ماه را سي روز حساب مي كردند و

 علاوه بر اينكه ماه ها اسم داشتند، هريك از روزهاي ماه نيز يك نام داشتند.

 بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، انديشه)

كه نخستين صفت خداوند است، روز سوم ارديبهشت يعني

 "بهترين راستي و پاكي" كه باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهريور

يعني "شاهي و فرمانروايي آرماني" كه خاص خداوند است

و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندارمذ لقب ملي زمين

يعني گستراننده، مقدس، فروتن است. زمين نماد عشق است

چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد. زشت

 و زيبا را به يك چشم مي نگرد و همه را چون مادري در دامان

 پر مهر خود امان مي دهد. به همين دليل در فرهنگ باستان

اسپندارمذگان را بعنوان نماد عشق مي پنداشتند. در هر ماه، يك بار،

نام روز و ماه يكي مي شده است .در همان روز كه نامش با نام ماه

مقارن مي شد،

 جشني ترتيب مي دادند که با نام آن روز و ماه تناسب داشت.

همين طور روز پنجم هر ماه سپندارمذ يا اسفندارمذ نام داشت كه

در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندارمذ نام داشت، جشني با همين

عنوان مي گرفتند.

سپندارمذگان جشن زمين و گرامي داشت عشق است كه هر دو در كنار هم

معنا پيدا مي كردند. در اين روز زنان به شوهران خود هديه مي دادند. مردان

 نيز زنان و دختران را بر تخت شاهي نشانده، به آنها هديه داده و از آنها

اطاعت مي كردند.

شايد هنوز دير نشده باشد كه روز عشق را از 26 بهمن (Valentine) به

 29 بهمن (سپندار مذگان ايرانيان باستان) منتقل كنيم.

برگرفته از :پندار

......................................

پی نوشت :

دلیل اینکه این مطلب رو زودتر زدم اینه که میخوام جونا یی که خبر ندارن با خبرشن و

کادوهاشون رو برای روز سپندارمذ نگه دارن