فریدون مشیری(در سن 15سالگی سروده )

چرا كشور ما شده زيردست
چرا رشته ملك از هم گسست
چرا هر كه آيد ز بيگانگان
پي قتل ايران ببندد ميان
چرا جان ايرانيان شد عزيز
چرا بر ندارد كسي تيغ تيز
برانيد دشمن ز ايران زمين
كه دنيا بود حلقه، ايران نگين
چو از خاتمي اين نگين كم شود
همه ديده‌ها پر ز شبنم شود

(نبرد من )قسمت دوم

سالهای تحصیل وتحمل مشقات در وین

بعد  از مرگ مادرم با تعدادی تابلوی نقاشی قصد شرکت در آزمون ورودی آکادمی وین را داشتم اما نتوانستم در امتحان قول شوم  این برایم ضربه بود وتاثیرات ی در من داشت ...

ادامه نوشته

خلاصه کتاب نبرد من  (نوشته آدولف هیتلیر ) جهت ارائه به استاد  فرهاد ابولفتحی  "قسمت اول"

در سال 1924آدولف هیتلر به اتهام خیانت به کشور در قلعه لندربرگ زندانی بود و کتاب نبرد من را که در آ ن دیکتا توری آ لمان و آینده واصول اساسی وسیاسی واصطلاحات داخلی را شرح داده شده . به کمک منشی خود رودلف هس که با او در زندان همبند بود به رشته تحریر در آورد

ادامه نوشته

خلاصه کتاب10مربوط به  درس استاد فرهاد ابولفتحی

وضعیت زن در ایران باستان

www.freewebs.com/parviz_r/downloodebookpdf.htmتوران شهریاری

این کتاب به بررسی موقعیت اجتماعی وحقوق زنان در ایران باستان از قدیم ترین دوران تاپایان ساسانیان پرداخته

دین زرتشت براین باورند که زن ومرد از یک ریشه روییده شدهاند واز حقوق کاملا مساوی برخوردارند

ادامه نوشته

خلاصه کتاب 9 مربوط به  درس استاد فرهاد ابولفتحی

وصیت نامه کورش کبیر

زیبا ترین وآموزنده ترین متن به عنوان وصیت نامه از زبان ابر مرد تاریخ ایران ...

ادامه نوشته

خلاصه کتاب8  مربوط به  درس استاد فرهاد ابولفتحی

کتاب نکته های کوچک زندگی

اچ جکسون براون

ترجمه زهره زاهدی

ادامه نوشته

خلاصه کتاب7 مربوط به  درس استاد فرهاد ابولفتحی

دانش در ایران باستان وتاثیر آن بر جهان

استادپرویز  شهریار ی

 

دراین کتاب بادلیل ومنطق پی میبریم ایانیان اولین دانشمندان بوده اند باعث گسترش علوم مختلف

ادامه نوشته

خلاصه کتاب 6  مربوط به  درس استاد فرهاد ابولفتحی

خودآموز خط اوستایی

پژوهش آرمین کسروی www.zoroaster7.persianblog.com

ادامه نوشته

خلاصه کتاب 5  مربوط به  درس استاد فرهاد ابولفتحی

اهورا مزدا

 اهورامزدا یک واژه ی ترکیبی است و از اهورا و مزدا تشکیل شده است:

ادامه نوشته

خلاصه کتاب  4  مربوط به  درس استاد فرهاد ابولفتحی

اندیشه های زرتشت پیامبر در ایران باستان

خواندن این کتاب رو به همه شما دوستان خوبم باهر  دین وآیینی که هستید پیشنهاد میکنم

با خواندن این کتا ب متوجه خواهید شد تما م ادیا ن آمده اندبگویند:

 اندیشه نیک داشته باش

گفتار نیک داشته باش

کردار نیک داشته باش

چون تو انسانی....

 

 

 

ادامه نوشته

خلاصه کتاب  3     مربوط به  درس استاد فرهاد ابولفتحی

رازهای عشق

نوشته ی دونالد والتر :

 

گفتارهای دونالد والتر خیلی کوتاه است .

گاهی به یک خط هم نمیرسد .اما اگر هریک از آنها را برای چند باردرروز بخوانید اثر عمیقی در روح شما خواهد داشت. 

 

ادامه نوشته

خلاصه کتاب 2 مربوط به درس استاد فرهاد ابولفتحی

حفر کانال سوئز بوسیله مهندسان ایرانی

ایجاد کانال سوئز

من که تا قبل از خواندن این کتاب نمیدانستم اولین بار کوروش بود که دستور حفر چنین کانالی را داد وتوسط خشایار شاه تحقق یافت

ادامه نوشته

خلاصه کتاب 1  مربوط به درس استاد فرهاد ابولفتحی

گرمیداشت آتش درآیین بهی زرتشت: "

  كشف آتش در تاريخ ايران به زماني پيش از پيامبري اشوزرتشت مي رسد . و آتشكده ها پس از آن محلي براي تامين آتش اجاق خانواده ها و داراي احترامي ويژه بوده است . زرتشتيان به پيروي از نياكان آريايي خود همواره چهار آخشيج يعني هوا ـ خاك ـ آب و آتش را پاك كننده مي دانستند و تلاش مي كردند تا آنها را آلوده نسازند ، بلكه سرودهاي نيايش را براي هر يك داشتند .  

در بينش اشوزرتشت خداوند را بايد در روشنايي جستجو كرد پس هر زرتشتي به هنگام نيايش رو به سوي روشنايي مي كند،  هرگونه روشنايي درنماز تفاوتي ندارد . نور خورشيد ، ماه ، چراغ كه يكي از آنها نيز مي تواند روشنايي آتش باشد .

از سوي ديگر ايرانيان باستان ، آتش را نماد موجوديت خود يا نمادي از هويت ملي خود مي دانستند و به آن افتخار مي كردند زيرا آتش از بين برندة ناپاكي ها و روشن كنندة تاريكي ها  است ، گرما و انرژي آتش چرخ هاي صنعت و پيشرفت را به چرخش مي آورد و آتش دروني انسان انديشه او را به خـردِ  بي پايان اهورايي پيوند ميدهد ، پس زرتشتيان به پيروي از نياكان خود همچنان آتش را در آتشكده ها پرستاري مي كنند تا يادآور پويايي روشنايي در هستي باشد .

ادامه نوشته

مفهوم اجزا تصویر فروهر

فروهر

نیاکان ما از چند هزار سال پیش دریافته بودند که هر انسان زنده از تن، جان، روان، وجدان و فروهر (Fravahr) سرشته شده که پویندگی و بالندگی انسان از کوشش و جوشش آن هاست.

فروهر از دو واژه ی “فره” به معنی جلو، پیش و “وهر” یا ورتی به معنی برنده و کشنده درست شده است و شاید بتوان گفت از نظر زندگی، فروهر بزرگترین و باارزش ترین جزء وجود انسان است ، چون پرتوی از هستی بی پایان اهورامزداست که انسان را به سوی رسایی رهنما می شود و وظیفه ی پیش بری و فرابری، برای انسان به برترین پایه ی هستی را داراست. و پس از مرگ با همان پاکی و درستی به اصل خود (اهورامزدا) می پیوندد.

امروزه نگاره ی زیر بین زرتشتیان نمایانگر شکل فروهر است و به عنوان نشانواره ی دین زرتشتی به کار می رود. این نگاره، گذشته ی چندین هزارساله داشته و شبیه آن در جاهای دیگر و نزد قوم های دیگری دیده شده است ولی شکل کنونی آن در کتیبه های هخامنشی بالای سر پادشاهان دیده می شود.

تصویر فروهر

هر پاره ای از نگاره ی فروهر یادآور اهمیت و مسولیت فروهر در زندگی است:

1- سر: سر فروهر به صورت مردی سالخورده است تا با دیدن آن به یاد آوریم که فروهر مانند بزرگان و افراد مسن ما را راهنمایی می کند.

2- دست ها: دست های فروهر به طرف بالاست به خاطر آنکه همیشه به اهورامزدا توجه داشته باشیم.

در دست فروهر حلقه ای وجود دارد که آن را نشانه ی احترام به عهد و پیمان می دانند.

3- بال ها: بال های فروهر باز است. چون با دیدن بال های باز، ذهن انسان متوجه پرواز و پیشرفت شده و از دیدن این دو بال باز فورا به یاد می آورد که فروهر او را به سوی پیشرفت و سربلندی راهنمایی می کند.

همچنین هر بال خود دارای سه بخش است که نشانه ی اندیشه نیک، گفتار نیک و کردار نیک بوده و با دیدن این سه بخش آگاه می شویم که هرگونه پیشرفتی باید از راه درست یعنی به وسیله ی اندیشه و گفتار و کردار نیک انجام شود.

4- دایره میان شکل: دایره خطی است منحنی که از هر نقطه ی آن شروع کنیم باز به همان نقطه خواهیم رسید. منظور از این دایره در میان فروهر، نشان دادن روزگار بی پایان است. به این معنی که هر عمل و کرداری که در این زندگی (روی دایره) صورت گیرد نتیجه ی آن در همین دنیا متوجه انسان است و اثر آن باقی خواهد ماند. (باز به همان نقطه از دایره خواهد رسید). و در جهان دیگر روان از پاداش یا جزای آن برخوردار خواهد شد.

5- دامن: دامن فروهر از سه قسمت به وجود آمده که نشانه ی اندیشه و گفتار و کردار بد است . از مشاهده ی این سه بخش درمی یابیم که همواره باید اندیشه و گفتار و کردار بد را به زیر افکنده، پست و زبون سازیم. (همانطور که دامن در زیر قرار دارد)

6- دو رشته ی آویخته: این دو رشته نشانه ی سپنتامینو (مینوی خوب) و انگره مینو (مینوی بد) است که همیشه ممکن است در اندیشه ی انسان ظاهر شوند . وظیفه ی هر زرتشتی این است که خوبی را در اندیشه ی خود قرار داده و بدی را از آن دور کند (نیک بیندیشد).

ادامه نوشته

مراسم نصب تندیس منشور حقوق بشرکوروش کبیردر آمریکا

مراسم نصب تندیس منشور حقوق بشر کوروش کبیر در آمریکا

قسمت دوم- تولد کورش

دوست خوب م حیفه داستان تولد بزرگرترین شخصیت سرزمینت رو نخونی

 

آستیاک سراسیمه از خواب بیدار شد، بلافاصله خوابگزاران  مغ را به حضور خواند و تعبیر خواب را از آ نان خواست. او در خواب دید که از شکم دخترش ماندانا تاکی  رویید که شاخ و برگ آ ن تمام آ سیا و سرزمین های ناشناخته را پوشاند ه است.
مغان به او گفتند: (( ای پادشاه: دخترت ماندانا که هم اکنون باردار است، پسری به دنیا خواهد  آ ورد که سلطنت را از تو خواهد گرفت و بر بخش عظیمی از دنیا فرمانروا یی خواهد  کرد .))
پس از شنید ن سخنان مغان، آنان را مرخص نموده و بلافاصله ((هارپاک)) وزیر خویش را خواست، شاه او را خطاب قرار داده و گفت: ((دخترم ماندانا را به جای امنی می بری، پس از این که فرزندش متولد شد، بلافاصله فرزندش را بکش و به هر صورت که خواستی او را دفن کن،اما مواظب باش که از این موضوع با کسی چیزی نگویی، ای هارپاک! از خشم من بترس و فرمان مرا مو به مو به اجرا درآ ور.)) هارپاک سخت مورد اطمینان ا ستیاک بود و در جواب شاه گفت: همان خواهم کرد که می گو یی، خیال پادشاه آ سوده باشد.))
ماندانا همراه ند یمه های خویش به خانه ای مجلل که هارپاک تدارک دیده بود نقل مکان کرد، کمبوجیه شوهرش چند روز پیش به علت کسالت کوروش پادشاه پارس ، او را ترک کرده بود. کمبوجیه فرزند ارشد کوروش، پادشاه پارس بود که می بایستی پس از مرگ  پدر به عنوان پادشاه پارس در انشان اقامت نماید.
فرزند ماندانا متولد شد  هارپاک با اندوه فراوان طفل را در جامه ای از حریر پیچاند و همراه خود برد، او مردی فهیم و دوراندیش بود به هیچ عنوان نمی خواست دستش را به خون طفل آ لوده کند چرا که این نوزاد از طریق پدرش با او نسبتی داشت و از طرف دیگر آ ستیاک پیر بود و جانشینی ند اشت،چنانچه اگر پس از مرگ آستیاک،ماندانا به سلطنت برسد بی شک از او انتقام خوا هد گرفت. با این وجود او از فرمان آ ستیاک هم نمی توانست سرپیچی کند.
طفل را در خانه به همسرش سپرد، همسر هارپاک نیز از واقعه مطلع شد و او نیز هارپاک را از به قتل رساند ن طفل برحذر داشت. همسر هارپاک زنی پارسا و موحد بود. هارپاک یکی از افرادش را به دنبال ((میترادات)) چوپان سلطنتی که درکوهستان زندگی می کرد، فرستاد  و از او خواست که هر چه زود تر میترادات را به نزد اوبیاورد. میترادات با همسرش ((سپاکو)) در کوهستان های  مرتفع زندگی می کردند و به  چوپانی  گله های پاد شاه روزگار میگذراندند. سپاکو آخرین روزهای بارداریش را سپری می کرد، میترادات از این که در این روزهای آخر بارداری زنش او را تنها می گذا شت نگران بود، اما چاره ای نداشت. وقتی میترادات به نزد هارپاک رسید، هارپاک بی درنگ به اوگفت:
پادشاه به تو امر می کند که این طفل را با خود برده و در دورترین نقطه ی کوهستان او را کشته و دفن نمایی)) هارپاک برای اطمینان بیش تر به اوگفت: سه روز دیگر قاصدی از سوی من برای اطمینان از مرگ کودک به سوی تو می آ ید.
میترادات پس ازشنیدن سخنان وزیر بزرگ طفل را بردا شت و با شتاب به سوی کوهستان به حرکت درآ مد. وقتی میترادات به خانه رسید متوجه شد فرزند ش که پسر هم بود مرده به دنیا آمده است. سپاکو از مرگ فرزندش سخت افسرده بود.
سپاکو پس از شنیدن سخنان شوهرش او را از قتل کودک برحزر داشت و به اوگفت او را مثل فرزند خودم بزرگ  می کنم من می دانم که این نوزاد فرزند ماندانا است، نباید او را بکشی. میترادات در جواب به اوگفت: ((پس فرمان شاه چه می شود؟!)) سپاکو لباس های طفل را از تن به در کرد و به نوزاد مرده ی خویش پوشاند و در جواب به میترادات گفت: این هم فرمان شاه این طفلی است که تو می بایست می کشتی.)) میترادات در زیر درختی تنومند گوری آماده کرد و نوزاد را در آن جای داد. صبح روز سوم از طرف هارپاک دو نفر به سوی میترادات آمدند میترادات آ نان را به طرف گوری که آماده کرده بود برد و پس از اطمینان ا نان از مرگ کودک، گور را از خاک پر کرد.
فرستا دگان هارپاک در بازگشت به او گفتند: فرمان همان طور که خواسته بودید اجرا شد. هارپاک در اند وه به سر برد، اما از این که  دست خویش را به خون فرزند کمبوجیه آ لوده نکرده بود،خوشحال بود.

قسمت اول - از دیااکو تا خوش گذرینهای آستیاک

((دیااکو)) بیان گذار پادشاهی ماد، دهقانی با تدبیر و اندیشمند بود که رفتار وکرداری نیک دا شت. مردم در کارها و اختلافات خود به وی مراجعه می کردند و عاقبت مردم قبیله او را به عنوان پیشوا و بزرگ خود انتخاب نمودند. دیااکو مشکلات پیش آمده برای سایر قبایل ماد را نیز به دلیل عدالت خواهی و حسن شهرت خویش برطرف می نمود. سرانجام سران سایر قبایل ماد در نشستی که در همدان دا شتند او را به عنوان فرمانروای تمامی قوم ماد انتخاب نمودند.
دیااکو که مردی عدالت خواه و با تدبیربود، افرادی را به عنوان نگهبان و پاسدار تربیت نموده و خفاظت شهر همد ان که مرکز فرمانروا یی او به حساب می آمد و سرتاسر سرزمین ماد را به آنان سپرد. او مردی دور اندیش بود و به خاطر در امان ماندن از غارتگری های آ شوریان که مردمانی جنگجو و بی رحم بودند با آنان صلح نمود و پیمانی با آنان بست که همه ساله خراج گزار آ نان باشد.
پس از مرگ دیااکو، فرزندش (( فرورتیش )) جانشین او شد، او تلاش زیادی نمود که قوم ماد را از سلطه ی آ شور برهاند. بر همین اساس به سرزمین آ شور حمله نمود، اما سپاه ماد که بیشتر آ موزش چریکی داشتند تاب مقاومت در برابر قشون ورزیده ی آشور را نیاورده و در جنگ مغلوب شدند. فرورتیش در این جنگ کشته و پسرش (( هوخشتره)) جانشین او شد. او از شکست در برابر آشور درس عبرت گرفت و با تمام توان خویشی به تربیت قشون منظم پرداخت. طوایف گونا گون آ ریایی که تا این زمان استقلال کامل داشتند، با او متحد شدند از آ ن جمله پارسیان.
 تلاش مداوم و پیگیر هوخشتره توانست امپراتوری نوپای ماد را به عظمت برساند.
در زمان هوخشتر، حکومت ماد در صحنه ی جهانی آ ن روز عظمتی یافته بود تا بدان حد که پادشاه کشور لودیه دختر خویش را به ازدواج (( آ ستیاک)) پسر هوخشتره که ولیعهد ماد بود، درآورد.
دولت آ شور پسی از مرگ (( ا شور بانی پال)) دچار هرج و مرج شد هوخشتره با کوروش پادشاه  پارس  که تابع او بود ، روابط خوبی برقرار نمود و ((کمبوجیه )) فرزند او را به دامادی خویش پذیرفت.
ازدواج کمبوجیه با ((ماندانا)) نوه ی هوخشتره خیال او را از معابر کوهستانی زاگرس آ سوده کرد و با همکاری دولت بابال به فکر حمله به آ شور افتاد. نینوا پایتخت با عظمت آ شور در میان خون و آتش سقوط کرد و بد ین گونه امپراتوری دیرینه سال آ شور در میان آتش و خونی که طی قرن ها جز آ ن چیزی به دنیا هدیه نکرده بود ، از بین رفت. نابودی کامل آ شور درس بزرگی به بشریت داد و آ ن درس ، این بودکه خشونت و قدرت ، عامل قابل اعتمادی در ایجاد ثبات به شمار نمی آ ید. سرزمین آ شور و غنایم آ ن بین دو دولت ماد و بابل تقسیم شد و دولت کهنسال بابل دریافت که باید امپراتوری تازه به دنیا آمده ی ماد را زیرنظر داشته باشد دختری از خاندان هوخشتره به ازدواج ((بنوکدلفر)) ولیعهد بابل درآ مد ، اما با این حال بابل تاب تحمل دولت جد ید ماد را نداشت ، ولی چاره ای نبود.
هوخشتره در سنین پیری درگذشت وکشور ی با عظمت و ثروتمند برای پسرش((آستیاک)) برجای گذاشت. آ ستیاک سی و پنج سال فرمانروایی داشت که برخلاف دوران پد رش تمام مدت پادشاهیش در صلح گذشت. او به عشرت و شکار هم بیش از جنگ و پیروزی علاقه داشت. برای تفریح خویش شکارگاههای سلطنتی فراوانی به وجود آ ورد و به تبعیت از او حا کمان و بزرگان ماد همین روش را انتخاب نمودند دربار او تقلیدی از دربار آ شور بود. اطرافیانش با لباسهای پر زرق و برق قرمز و ارغوانی و با زنجیرهای طلایی در پیش او حضور می یافتند، هرچه زمان میگذشت آستیاک بی رحم تر میشد و نسبت به توده های مردم  سخت گیری بیشتری مینمود.
کارگزاران پادشاه در سراسرکشور همین روش را داشتند، مردم سخت روزگار می گذراندند، با این که کشور ثروتمند بود، اما مردم در عذاب بودند...

زرتشت

                                                          

 

   *اشوزرتشت نخستین پیامبر یکتاپرست جهان ،

  خداوند را اهورامزدا نامید

  ( اهورا) به معنی هستی بخش

  ( مز) به معنی بزرگ

  ( دا) به معنی دانش و خرد

نامه یزدگرد سوم به عمر خلیفه تازیان



به نام اهورا مزدا، آفريننده جان و خرد


از سوی شاهنشاه ايران، يزدگرد به عمرابن خطاب خليفه تازيان

تو در اين نامه ما پارسيان را به سوی خدای خود که "الله اکبر"نام داده ايد، می خوانيد و از روی نادانی و بيابان نشينی، خود بی آنکه بداني ما کيستيم و چه می پرستيم، می خواهي به سوی خدای شما بياييم و "الله اکبر" پرست شويم

شگفتا که تو در جايگاه خليفه عرب نشسته اي ولی آگاهي تو از يک عرب بيابان نشين فراتر نمی رود. به من پيشنهاد می کنی که خدا پرست شوم. ای مردک، هزاران سالست که آرياييان در اين سرزمين فرهنگ و هنر، يکتا پرستند و روزانه پنج بار به درگاهش نيايش می کنند. هنگامی که ما پايه های  نيک ورزی و مهربانی را در سراسر جهان می ريختيم و پرچم "پندار نيک، گفتار نيک و کردار نيک" را در دست داشتيم، تو و نياکانت در بيابانها می گشتيد و مار و سوسمار می خورديد و دختران بيگناهتان را زنده به گور می کرديد

تازيان که برای آفريده های خدا ارزشی نمی شناسند و سنگدلانه آنها را از دم تيغ می گذرانند و زنان را آزار می دهند و دختران را زنده به گور می کنند و به کاروانها می تازند و به راهزنی و کشتار و ربودن زن و همسر مردم دست می يازند، چگونه مارا که از همه اين زشتيها بيزاريم، می خواهند آموزش خدا پرستی بدهند؟

به من می گويي که از آتش پرستی دست بردارم و خدا پرست شوم؟ ما مردم ايران، خدا را در روشنايي می بينيم. فروغ و روشنايي تابناک و گرمای خورشيدی آتش در دل و روان ما، جان می بخشد و گرمی دلپذير آن، دلها و روانهای ما را به يکديگر نزديک می کند تا مردم دوست، مهربان، مردم دار، نيکخواه باشيم و رادی و گذشت را پيشه سازيم و پرتو يزدانی را در دلهای خود هماره زنده نگاه داريم.

خدای ما "اهورا مزدای" بزرگ است و شگفت انگيز است که تازه شما هم او را خواسته ايد نام بدهيد و "الله و اکبر" را برای او بر گزيده ايد و او را به اين نام صدا می کنيد. ولی ما با شما يکسان نيستيم، زيرا ما به نام "اهورا مزدا" مهرورزی و نيکی و خوبی و گذشت می کنيم و به درماندگان و سيه روزان، ياری می رسانيم و شما به نام "الله اکبر" خدای آفريده خودتان دست به کشتار و بدبختی آفرينی و سيه روزی ديگران می زنيد.

چه کسی در اين ميان تبهکار است، خدای شما که فرمان کشتار و تاراج و نابودی را می دهد؟ يا شما که به نام او چنين می کنيد؟ يا هردو؟
 

شما از دل بيابانهای تفته و سوخته که همه روزگارتان را به ددمنشی و بيابان گردی گذرانده ايد، برخاسته ايد و با شمشير و لشکر کشی می خواهيد آموزش خدا پرستی به مردمانی بدهيد که هزاران سالست شهريگرند و فرهنگ و دانش و هنر را همچون پشتوانه نيرو مندی در دست دارند؟ شما به نام "الله اکبر" به اين لشکريان اسلام جز ويرانی و تاراج و کشتار چه آموخته ايد که می خواهيد ديگران را هم به سوی اين خدای خودتان بکشيد؟

امروز تنها نا يکسانی که مردم ايران با گذشته دارند آن است که ارتش آنها که فرمانبردار "اهورا مزدا" بوده، از ارتش تازيان، که تازه پيرو"الله اکبر"شده اند، شکست خورده اند و مردم ايران به زور شمشير شما تازيان بايد همان خدا را ولی با نام تازی بپذيرند و بپرستند و در روز پنج بار به زبان عربی برايش نماز بگذارند. زيرا "الله اکبر" شما تنها زبان عربی می داند.

به تو سفارش می کنم به دل همان بيابانهای سوزان پر سوسمار خويش برگرد و مشتی تازی بيابان گرد و سنگدل را به سوی شهرهای آباد همچون جانوران هار، رها مکن و از کشتار مردم و تاراج دارايي آنان و ربودن همسران و دخترانشان به نام "الله اکبر" خود داری نما و دست از اين زشتکاری ها و تبهکاريها بکش.

آرياييان، مردمی با گذشت، مهربان و نيک انديشند. هر جا رفته اند تخم نيکی و دوستی و درستی پاشيده اند. از اين رو از کيفر دادن شما برای نابکاريهای تو و تازيان، چشم خواهند پوشيد.

شما با همان "الله اکبر" تان در همان بيابان بمانيد و به شهرها نزديک مشويد که باورتان بسيار هراسناک و رفتارتان ددمنشانه است.

برگرفته ازوبلاگhttp://etehad.blogfa.com/post-19.aspx

بازدید چاپخانه سعادت

چاپ افست،

جهت ارائه به استاد فرهاد ابولفتحی.

گزارش کامل در ادامه مطلب

ادامه نوشته

بدون شرح ..


بدون شرح!

بدون شرح...

بدون شرح ..

 .

گزارش بازدید،چاپ سیلک،شرکت تبلیغاتی،لیتو گرافی.

جهت ارائه  به استاد فرهاد ابولفتحی

گزارش در ادامه مطلب

ادامه نوشته