((دیااکو)) بیان گذار پادشاهی ماد، دهقانی با تدبیر و اندیشمند بود که رفتار وکرداری نیک دا شت. مردم در کارها و اختلافات خود به وی مراجعه می کردند و عاقبت مردم قبیله او را به عنوان پیشوا و بزرگ خود انتخاب نمودند. دیااکو مشکلات پیش آمده برای سایر قبایل ماد را نیز به دلیل عدالت خواهی و حسن شهرت خویش برطرف می نمود. سرانجام سران سایر قبایل ماد در نشستی که در همدان دا شتند او را به عنوان فرمانروای تمامی قوم ماد انتخاب نمودند.
دیااکو که مردی عدالت خواه و با تدبیربود، افرادی را به عنوان نگهبان و پاسدار تربیت نموده و خفاظت شهر همد ان که مرکز فرمانروا یی او به حساب می آمد و سرتاسر سرزمین ماد را به آنان سپرد. او مردی دور اندیش بود و به خاطر در امان ماندن از غارتگری های آ شوریان که مردمانی جنگجو و بی رحم بودند با آنان صلح نمود و پیمانی با آنان بست که همه ساله خراج گزار آ نان باشد.
پس از مرگ دیااکو، فرزندش (( فرورتیش )) جانشین او شد، او تلاش زیادی نمود که قوم ماد را از سلطه ی آ شور برهاند. بر همین اساس به سرزمین آ شور حمله نمود، اما سپاه ماد که بیشتر آ موزش چریکی داشتند تاب مقاومت در برابر قشون ورزیده ی آشور را نیاورده و در جنگ مغلوب شدند. فرورتیش در این جنگ کشته و پسرش (( هوخشتره)) جانشین او شد. او از شکست در برابر آشور درس عبرت گرفت و با تمام توان خویشی به تربیت قشون منظم پرداخت. طوایف گونا گون آ ریایی که تا این زمان استقلال کامل داشتند، با او متحد شدند از آ ن جمله پارسیان.
 تلاش مداوم و پیگیر هوخشتره توانست امپراتوری نوپای ماد را به عظمت برساند.
در زمان هوخشتر، حکومت ماد در صحنه ی جهانی آ ن روز عظمتی یافته بود تا بدان حد که پادشاه کشور لودیه دختر خویش را به ازدواج (( آ ستیاک)) پسر هوخشتره که ولیعهد ماد بود، درآورد.
دولت آ شور پسی از مرگ (( ا شور بانی پال)) دچار هرج و مرج شد هوخشتره با کوروش پادشاه  پارس  که تابع او بود ، روابط خوبی برقرار نمود و ((کمبوجیه )) فرزند او را به دامادی خویش پذیرفت.
ازدواج کمبوجیه با ((ماندانا)) نوه ی هوخشتره خیال او را از معابر کوهستانی زاگرس آ سوده کرد و با همکاری دولت بابال به فکر حمله به آ شور افتاد. نینوا پایتخت با عظمت آ شور در میان خون و آتش سقوط کرد و بد ین گونه امپراتوری دیرینه سال آ شور در میان آتش و خونی که طی قرن ها جز آ ن چیزی به دنیا هدیه نکرده بود ، از بین رفت. نابودی کامل آ شور درس بزرگی به بشریت داد و آ ن درس ، این بودکه خشونت و قدرت ، عامل قابل اعتمادی در ایجاد ثبات به شمار نمی آ ید. سرزمین آ شور و غنایم آ ن بین دو دولت ماد و بابل تقسیم شد و دولت کهنسال بابل دریافت که باید امپراتوری تازه به دنیا آمده ی ماد را زیرنظر داشته باشد دختری از خاندان هوخشتره به ازدواج ((بنوکدلفر)) ولیعهد بابل درآ مد ، اما با این حال بابل تاب تحمل دولت جد ید ماد را نداشت ، ولی چاره ای نبود.
هوخشتره در سنین پیری درگذشت وکشور ی با عظمت و ثروتمند برای پسرش((آستیاک)) برجای گذاشت. آ ستیاک سی و پنج سال فرمانروایی داشت که برخلاف دوران پد رش تمام مدت پادشاهیش در صلح گذشت. او به عشرت و شکار هم بیش از جنگ و پیروزی علاقه داشت. برای تفریح خویش شکارگاههای سلطنتی فراوانی به وجود آ ورد و به تبعیت از او حا کمان و بزرگان ماد همین روش را انتخاب نمودند دربار او تقلیدی از دربار آ شور بود. اطرافیانش با لباسهای پر زرق و برق قرمز و ارغوانی و با زنجیرهای طلایی در پیش او حضور می یافتند، هرچه زمان میگذشت آستیاک بی رحم تر میشد و نسبت به توده های مردم  سخت گیری بیشتری مینمود.
کارگزاران پادشاه در سراسرکشور همین روش را داشتند، مردم سخت روزگار می گذراندند، با این که کشور ثروتمند بود، اما مردم در عذاب بودند...