خلاصه کتاب 4 مربوط به درس استاد فرهاد ابولفتحی
موضوع اين کتاب چنانچه از نام آن پيدا است، بحث در پيرامون انديشه هاي
زرتشت است، در کل، متن حاضر
شامل سه بخش عمده است: بخش اول تحت عنوان ((از زرتشت تا
زرتشتي گري))آمده است که در آن هم کاوشي اجمالي در انديشه هاي پيام
آور ايراني صورت پذيرفته و هم فاصله ي اين نگرش ها با آنچه که بعدها
تحت تاثير موقعيت هاي اجتماعي و سياسي ((زرتشتي گري))نام گرفت
نشان داده شده. فاصله اي که در طول اعصار متمادي ، قسمت هاي ناب
تفكر مزدايي را در زير آواري از ابداعات و ابهامات مدفون کرد و باعث
آن شد تا امروزه تفسيري غيرازآنچه که بوده از اين مسلك داشته باشند.
در اين بين محققين ، به طرق مختلف و بالفظ هاي متفاوت ، بيگانگان و
حوادث سياسي چون حمله اعراب ، مغول ها ،ترکها و غيره را علت
اصلي اين تغيير انديشه مي دانند. خصوصا" گروه هاي شونيستي که هيچ
گاه به انتقاد از خود نمي پردازند و هميشه مشكلات و خرابكاري هارا به
گردن عاملي خارجي انداخته اند.در صورتي که پيش از حمله ي اعراب
به ايران ، آيين زرتشت به خاطر تلفيق آن سياست در باري و فساد دستگاه
ديني مغ ها کاملا" تضعيف شده بود.کسان ديگري هم که در اين مقوله
پاسخ گفته اند چون از متوليان و مبلغان اين کيش بوده اند در نتيچه ي
تقدس مآبي ، خشك ذهني و وابسته بودنشان به قدرت سياسي مرکزي ،
تيزبيني تاريخي خود را از دست داده اند که اين امرنه به نفع زرتشت بوده
است نه به سود هواداران وي که از او شخصيتي جداي از آنچه بوده
متصور مي شوند.
کوتاه سخن آنكه سر تاسر انديشه ها و سخنان پيام آور گوياي راست کرداري ،
شادي وآزادگي نياکان آزاده ما و روشن بيني ايشان نسبت به همه ي پديده
هاي گيتي است . در اين آيين ، هورمزد نه خداي ترحم و شفاعت است و
نه خداي قهر و خشم ، بلكه خداي پاکي و راستگويي است. زنان در
هنگامه ي زندگي همتلاش مردانند و زرتشت همه جا در کنار نام مردان
از زنان نيز نام مي برد. برخورداري اززنان فرهيخته و زيبا روي يكي از
پاداش هاي دنيوي محسوب مي شودکه در بسياري از بند هاي اوستا باز
گفته مي شود،درست بر خلاف آنچه ((نيچه))از زبان زرتشت در کتاب
خويش (چنين گفت زرتشت)بيان مي دارد .ويلهم نيچه ، نويسنده ي شهير
آلماني در صفحه 94 اين کتاب از قول زرتشت آورده است : ((هنگامي
که پيش زنان مي روي شلاق خود را فراموش نكن!!))که اين سخن ، ديگر
از محالات و قوه ي تخيل آن فيلسوف است که به قول هاشم رضي از
زرتشت تنها به عنوان وسيله اي براي ابراز انديشه خويش استفاده کرده ،
آن هم از کسي که بخش عظيمي از اوستا (آبان يشت)را در ستايش از
بانوي آبها –در هيبت پر فروغ زني مهربان و تاييد کننده ي نيكان –
اختصاص داده است. و در واقع همه ي قهرمانان و حتي بد کرداران و کژ
انديشان براي مشروعيت قدرت خويش نزد اومي روند و خواهان هوم
زرين (نوشابه مقدس) مي شوند.هر چند همين هوم در سروده هاي زرتشت
(هات 32 ، بند 14 ) به عنوان شربتي سكر آور تكفير و در آبان يشت (آرده
ي يك ، بند 9) ستايش مي شود که باز ميشود گفت همين هم نتيجه تحريف
و دگر گوني اجباري سخنان پيام آور است که بعيد نيست دست کاري شده
باشند اما با اين حال اين امر را ثابت ميكند که زن در ايران باستان
ازاهميت و ارزش بسياري برخوردار بوده است.اما بخش دوم اين کتاب
حاوي سخناني از انديشمندان و فرزانگان بزرگ تاريخ درباره اهميت
سروده هاي زرتشت و دستاوردهاي ايرانيان است که نشانگر بسط فرهنگ
و تمدن ايراني است.
در بخش سوم ، سخني پيرامون گاتها (سروده هاي زرتشت) به ميان مي آيد.
و بخش چهارم، مجموعه اي از موعظه ها ، سخنان و سروده هاي خود
زرتشت و تفاسير مختلف در باره عقايد اوست . که در موضوعات
متفاوتي طبقه بندي شده اند. اما موضوع بخش پنجم ، سوء تعبير از ثنويت
اخلاقي زرتشت است که منجر به خطاي دو خدايي شده است ، چنانچه
مفصل در مورد آن سخن گفته مي شود .
مبلغ خرد مزدايي د(( نام خانوادگي زرتشت ((سپيتمان))از خاندان ((هيچت اسپ
، نام مادرش همان طور که گفته شد دوغدو يا دوغدوا به معني ((دوشنده
ي شير))و پدرش پور وشسب بود.در ايران پيش از اسلام .
زرتشت و خصوصا" مزدك را مي توان به عنوان
نخستين سوسياليست هاي تاريخ بشر دانست که بيش از هر چيز خواستار
عدالت اجتماعي و تساوي حقوق طبيعي توده در نظام اشا بودند:
ويل دورانت
آيين زرتشت در بهترين مفهومش آيين زندگي است ، اين مذهب دو چيز به
بشريت هديه آرده است : وظيفه ي اخلاقي و اميد ، مردي که با اين دو
سلاح مسلح باشد مي تواند با خونسردي به چهره ي زندگي و سرنوشت
بنگرد.
پروفسور جيمز دار مستتر
اگر از آنچه تمدن بين النهرين ناميده مي شود کارهايي که ايرانيان کرده اند را
برداريم بهترين قسمت آن از بين ميرود.
ابن خلدون
زرتشت نخستين کسي بود که در پيكار نيكي و بدي ، اخلاق را در عبارات
حكمت و عقل بيان کرد که قدرت و اصل و غرض آن همه ، در خود آن
است . اين است کار نمايان زرتشت.
مهاتما گاندي
راستي ، پايه ي فرهنگ اهورايي و ريشه ي اخلاق فاضله است.
سخنان زرتشت در باره ي سه الگوي
نيك
((پندار نيك ، گفتار نيك و آردار نيك
((
راه يكي است و آن راه راستي است.
راستي يگانه فضيلت است.
راستي ، شادماني است و شادماني از آن کسي است که هميشه راستگو
و درست کردار باشد.
وقتي که با کمك راستي بر دروغ چيره مي گرديد، وقتي که پرده از
روي زشتي ، جهل و نادرستي که مدتي بر خداوندگاران دروغ و
فرومايگان ، فرمانروايي داشتند برداشته مي شود آنوقت اي خداوند
من، موسم بهار ستايش تو مي رسد و پيغامت اثمار شيرين و لذيذ خود
را به بار خواهد آورد.
اي اهورا مزدا!کسي که با انديشه و يا گفتار و يا اعمال نيك به ضد
دروغ و پيروانش بجنگد و کسي که مردم را به راه راست هدايت کند،
بهترين فديه را از عشق پاك خويش بتو نياز مي آند.
تا مرا ، تاب و تواني هست تعليم خواهم داد که مردم به سوي راستي
روند.
ما خواستاريم مانند کساني به سر بريم که مردم را به سوي راستي
راهنمايي مي آنند، تا انديشه ي ما به آنجايي که سرچشمه ي دانايي
است پي برد.
سخن راست بگو و متلاشي شو.
با دروغ ها وبدي ها بستيز.
تنها عبادت و راه خشنودي اهورا مزدا،انجام کردار نيك و پارسايي
است که بدي و بدان را براند.
برنامه ي من مبارزه با آساني است که جهان اشايي (با نظم و راستي
)را تباه مي آنند.
کسي که راه راستي را برگزيند از بدبختي و ستم و تيره روزي و
افسوس و دريغ دور مي ماند و به آسايش و فراغت و با نعمت ، برکت
و شرافت زندگي مي کند.
بگذار که همدردي تو نسبت دوستت در زير يك پوست ضخيم پنهان
گردد در اين صورت است که همدردي تو ظرافت و لطف پيدا خواهد
کرد.
در جام گواراترين و بهترين عشق ها هم تلخي يافت مي شود و بدين
نحو شما مشتاق و آرزومند زبر مردو آفريننده مي شويد.
بهتر است که با عقايد و انديشه ي خودمان يك ابله باشيم تا اين که با
عقايد ديگران يك مرد دانشمند به حساب آييم ، که کورکورانه زندگي
کردن عين جهل است.
به زيبايي و شادي خود برسيد چرا که خدا هم زيباست و شاد است و
مردمي اينگونه را دوست مي دارد
يك عمل بد همچون يك زخم است مي خارد و تير مي کشد و خود را
ظاهر مي سازد و با صراحت سخن مي گويد که من بيمارم اما يك
انديشه ي پست شبيه قارچي است که مي خزد و خود را پنهان مي آند
و ظاهر نمي گردد مگر آنكه در هنگامي ،تمام بدن را با خود پژمرده و
فاسد سازد.
هر گاه مي خواهيد به خداوند و رستگاري دست يابيد نخست بكوشيد تا
ديگران را راهنمايي آنيد وآنان را از اشا(راستي ودرستي) بياگاهانيد.
سلطنت اهورايي ويژه ي کسي است که درويشان و بينوايان را
دستگيري کند.
در هنگام مرگ ، روح و فضيلت شما بايد حالت آخرين تابش خورشيد
را در هنگام غروب داشته باشد و هيچ لغزشي و لرزشي نداشته باشيد
و گرنه مرگ بر شما فاتح مي شود و مسخره تان مي کند.
اگر بلند پروازي باعث گردد انسان از واقعيات زندگي روزمره دور
شود آن بلند پروازي ، تبديل به کوته نظري مي شود.
زرتشت مي گويد: ((اي اهورا مزدا، هنگامي که تو را با نيروي خرد و
انديشه ي ژرف جستجو کردم و با ديده ي دل به تو نگريستم دريافتم که
تويي سر آغاز و سرا نجام همه چيز ، تويي آفريننده ي راستي و پاکي و
داور و دادگر همه ي کردار هاي مردمان
بر خلاف تصور عامه دین زرتشت دو خدایی نیست
امیدوارم که از مطالب این وبلاگ کمال استفاده را ببرید و در جهت بهبود کیفیت هر چه بیشتر این وبلاگ نظربدهید