خلاصه کتاب 2 مربوط به درس استاد فرهاد ابولفتحی
پيشينه عميق و كهن مهندسي ايرانيان در دوران باستان، با درنظر گرفتن آثار ساختمانهاي باقيمانده از دوره هخامنشيان، پارتيان و ساسانيان، مجموعه حيرتانگيز تختجمشيد و آثار باستاني پراكنده در استان فارس و طاقكسري در مداين به خوبي روشن است.
البته ترعهاي (كانالي) كه داريوش حفر كرد با كانال كنوني كه در سال 1869 ميلادي توسط “مون فرديناند اوسپس” حفر شد و به اتمام رسيد، كمي اختلاف دارد.
به يادبود اين كار بزرگ و پرارزش جهاني كه به دستور داريوش بزرگ انجام پذيرفته بود، لوحه سنگي با خطوط ميخي پارسي، عيلامي، بابلي و مصري در آنجا نصب گرديد:
((منم داريوش، شاه شاهان، شاه كشورهايي كه تمام نژادها مسكون است. شاه اين سرزمين بزرگ تا آن دورها، پسر ويشتاسب هخامنشي.))
((من پارسي هستم و به همراهي پارسيان مصر را گرفتم، امر كردم اين كانال را بكنند از “پيرو” نيل كه از مصر جاري است تا دريايي كه از پارس بدان روند. اين ترعه كنده شد چنانكه فرمان دادم و كشتيها از مصر بوسيله اين كانال بهسوي ايران روانه شدند چنانكه اراده من بود.))
لازم به ذكر است در كتيبههاي مصري نام 6 تن از شهرياران هخامنشي “كورش كبير، كمبوجيه، داريوش اول، خشايارشا، اردشير اول و اردشير سوم” تا كنون ديده شدهاست.
كانال خشايارشا و چگونگي كشف آن
محققان باستانشناس انگليسي پس از ده سال كار و تحقيق مداوم، سرانجام كانال خشايارشا پادشاه ايران را در يكي از شبهجزاير درياي اژه كشف كردند. خشايارشا پادشاه سلسله ايراني هخامنشي در سال 480 قبل از ميلاد در جريان تلاش ايرانيها براي فتح يونان، دستور حفر اين كانال شگفتانگيز را كه داستان آن جنبه افسانهاي پيدا كرده بود، صادر كرد. كشف اين كانال حيرتانگيز محصول تلاش بيامان تيمهاي باستانشناسي دانشگاههاي گلاسكو و ليدز بود.
.
خشايارشا پادشاه ايران در سال 480 قبل از ميلاد دستور حفر اين كانال را به مهندسان نظامي ارتش ايران داد كه خود يكي از بزرگترين و شگفتانگيزترين عمليات مهندسي زمان بودهاست. ترعه حفرشده توسط خشايارشا در شبهجزيره آتس شرقيترين نقطه شبهجزيره كالسيدس قرار داشته كه در راس آن واقع شده و از شمال به جنوب قرار گرفته است.
حفر اين كانال براي خشايارشا جنبه حياتي داشت، چرا كه در غير اينصورت ايرانيان ميبايست كيلومترها در امتداد اين شبهجزيره بهسوي جنوب درياي اژه كشتيراني كنند و دوباره همان مسير را پس از رسيدن به دماغه جنوبي شبهجزيره بهسوي شمال طي كنند. اما خشايارشا از اين كار خودداري كرد، چرا كه ژنرال اوماردوينوس، 12 سال قبل در جريان حمله به يونان ناوگان ايران را بهسوي دماغه شبهجزيره هدايت كرد، اما هنگامي كه ناوگان ايراني در جنوب دماغه در حال دورزدن بهسوي شمال بود، دچار يك طوفان سخت شد و اكثر كشتيهاي ايراني غرق شدند.
طبق گزارش پروژه كشف كانال، احتمالا ايرانيان فكر نميكردند اين كانال به اثري تبديل شود كه از آنها باقي بماند، بههمينخاطر همينكه كشتيهاي آنها در بازگشت از كانال عبور كرد، پايان استفاده از كانال فرارسيد. در طول قرون متمادي اين واقعه تاريخي بهتدريج بصورت يك افسانه درآمد و كسي گمان نميكرد كه اين اقدام بزرگ مهندسي جهان باستان، واقعيت تاريخي داشته باشد.
اما اكنون پس از تحقيق دهساله باستانشناسي نشان داده شده است كه اين كانال واقعا حفر شده و مدارك لازم براي اثبات اين ادعا در دست است. هرودوت، حفر اين كانال را در كتاب خود ذكر كرده بود، اما كسي اين داستان شگفتانگيز را باور نميكرد. ولي يافتههاي علمي باستانشناسان اين روايت تاريخي را تاييد كرد.
ساختن اين كانال كه زير رسوبات دريايي و لاي و لجن 25 قرن گذشته دفن شده است به استراتژي نظامي درخشان ايرانيها و مديريت كار انساني و مهندسي راه و ساختمان آنها گواهي ميدهد. كانال همچنين گوياي كوتهبيني و شتاب و نيز سرگذشت پادشاهي است كه در جريان شتاب خود براي فتح يونان هرگز به فكر محافظت از كانال بهعنوان يك آبراه هميشگي نيفتاد. بر اساس مطالعات زمينشناسي، گويا كانال عمر كوتاهي داشته است و ايرانيها فكر نميكردند كه اين اثر قرنها باقي بماند و همين كه كشتيهاي آنها از آن عبور كرد ديگر از آن بهرهبرداري نكردند.
.
دكتر ماريا بروسيوس دانشمند تاريخ باستان گفت كه مهارتهاي مهندسي موجود در كانال احتمالا قبل از خشايارشا نيز وجود داشتهاست. به گفته او “توان ايجاد ساختاري نظير آن را ميتوان در امپراتوريهاي بابل و آشور” رديابي كرد.
ساختن كانال خشايارشا علاوه بر مهندسي، ناشي از مهارت مديريت نيز بود. دو نفر مهندس ايراني بهنام “بوبارس” پسر مكابازوس، و ارتاخايس پسر ارتايوس مامور انجام اين كار شدند. مهندس “آرتاخه” يا “ارتاخايس” از نجباي هخامنشي بوده و به گفته هرودوت اين سردار نامي پارس از حيث اندام از تمام پارسيها بلندتر و اندازه قد او به (هشت پا) پنج ذراع، چهار انگشت كم ميرسيده و صداي بسيار رسايي داشته و مرگ او بر خشايارشا بسيار گران آمده و امر كرد جنازه او را با شكوه فراوان دفن كنند. نزديك اين كانال برجستگي قبرمانندي است كه تصور كردهاند شايد بقاياي قبر “ارتاخه” باشد كه به امر خشايارشا در همانجا به خاك سپرده شدهاست.
گمان ميرود خشايارشا براي حفر كانال از مهندسان فينيقي نيز استفاده كردهاست و تيمهايي از كارگران را در قسمتهاي گوناگون كانال گماشته باشد.
با شكست سه سربازان خشايارشا در جنگ سخت با يونانيان، به حضور ناوگان شاهنشاهي ايران در اروپاييان داده شد و پس از اين حادثه كانال بهطور كلي فراموش شد و به افسانهها سپردهشد.
امیدوارم که از مطالب این وبلاگ کمال استفاده را ببرید و در جهت بهبود کیفیت هر چه بیشتر این وبلاگ نظربدهید