عاشقی راشرط تنها ناله وفریاد نیست
 
تاکسی از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست
 
تا نشد رسوای عالم کس نشد استاد عشق
 
نیم رسوا عاشق اندر فن خود استاد نیست
 
ای دل از حال من وبلبل چه می پرسی برو
 
ما دوتن شوریده را کاری به جز فریاد نیست
 
(میر زاده عشقی)