تاریخ هخامنشیان 

 

زمان ميلادي

سلسله

پادشاه

رويداد

پايتخت

675 تا 330 پيش از ميلاد

هخامنشيان

 

كورش

از بين بردن مادها-فتح بابل و اجازه دادن به يهوديان براي ساخت معبد-فتح ليدي-استقرار حكومت بزرگ پارسي-انتشار منشور حقوق بشر

هگمتانه-

سارد-

شوش-

تخت جمشيد

675 تا 330 پيش از ميلاد

هخامنشيان

 

كمبوجيه

كمبوجيه پسر كورش به سلطنت ميرسد و مصر را فتح ميكند

هگمتانه-

سارد-

شوش-

تخت جمشيد

  

675 تا 330 پيش از ميلاد

هخامنشيان

 

گئومات

خود را جاي برديا برادر كمبوجيه(پسر كورش) معرفي كرد و به سلطنت رسيد در اين زمان كمبوجيه دور از وطن ميميرد و گئومات مردم را مجبور به پذيرفتن دين خودش ميكند 

هگمتانه-

سارد-

شوش-

تخت جمشيد

675 تا 330 پيش از ميلاد

هخامنشيان

 

داريوش

فتنه ي گئومات توسط داريوش و متحدان خاموش ميشود-شورش هاي مختلف در نقاط مختلف كشور فرونشانده ميشود-ايرانيان در ماراتن از يونانيان شكست مي خورند- شروع ساخت تخت جمشيد توسط فرمان داريوش-ايران در زمان داريوش قدرتمند ميشود-و سيستمهايي مانند پست (چاپارها) تقسيمات داخلي (استانها) ساختار زير زميني (فاضلاب و ...) براي اولين بار در دنيا به دست پارسيان به وجود مي ايد

هگمتانه-

سارد-

شوش-

تخت جمشيد

675 تا 330 پيش از ميلاد

هخامنشيان

 

خشايار شاه

ايران به يونان حمله ميكند يونانيان براي بدست اوردن فرصت بيشتر براي ساخت يك نيروي دريايي بزرگ سپاهي را به تنگه ي ترموفيل ميفرستد تا سپاه خشايار شاه را معطل كند-خشايارشاه پس از شكست انها در جزيره سالاميس به جنگ يونانيان ميرود اما در اين جنگ شكست سختي از يونانيان ميخورد

هگمتانه-

سارد-

شوش-

تخت جمشيد

675 تا 330 پيش از ميلاد

هخامنشيان

اردشير درازدست

-

خشايار شاه دوم

-

سغديان

-

داريوش دوم

-

اردشير دوم

-

اردشير سوم

-

ارشك

 

 

 

 

 

 

 

 

هخامنشيان به تدريج تضعيف ميشوند

هگمتانه-

سارد-

شوش-

تخت جمشيد

675 تا 330 پيش از ميلاد

هخامنشيان

 

داريوش سوم

علي رقم مقاومتهايي مانند اريو برزن در نقاط مختلف كشور سر انجام اسكندر مقدوني به كمك يونانيان كار هخامنشيان را به پايان ميرساند و تخت جمشيد را به اتش ميكشاند و سپس در مقابل ارامگاه كورش بزرگ اداي احترام ميكند

هگمتانه-

سارد-

شوش-

تخت جمشيد

 

 

 

 

توضيح تاريخ هخامنشيان

 

شاهنشاهي هخامنشيان از ديد بسياري از تاريخدانان نخستين امپراطوري جهان است رفتار بنيان گذار اين سلسله كورش گواه ازاد انديشي و ازادگي نژاد ايراني است . او بزرگترين كشوري كه دوران باستان به خود ديده است را فراهم اورد و فرمانراويي بر پايه والاترين ارزشهاي انساني بنيان نهاد پس از او فرزندش كمبوجيه پيروزيهاي او را به مصر گسترش داد پس از كمبوجيه كسي به نام گئوماته كه خود را به دروغ به جاي فرزند كوچك كورش ( برديا ) پادشاه ايران جا زده بود به شاهنشاهي رسيد بزرگان ايران پس از پي بردن به اين راز به سركردگي داريوش برادر زاده ي كورش او را از ميان برداشتند و داريوش را به شاهنشاهي برگزيدند داريوش بزرگ در سال 521 پيش از ميلاد بر تخت شاهي سرزميني نشست كهاتش شورش اقوام گوناگون از هر سوي كشور زبانه ميكشيد او با توانايي خود به زودي بر شورشها چيره شد  و چنان تشكيلات بزرگي براي اداره كشور بنيان نهاد كه تا صدها سال پس از او پايه اداره كشورهاي جهان گرديد . ساتراپ (ايلت امروزي)ضرب سكه و استفاده از پول ساخت تندروترين سامانه ي نامه رساني زمان باستان  (چاپارخانه) ساختن خط نگارش جديد حفر كانال سوئز و ساخت پرسپوليس .داريوش عظمت ايران را به اوج و مرزهايان را از هندوستان تا مصر و يونان گسترش داد پس از او فرزندش  خشايارشاه  با يك مليون سرباز از نژادهاي مختلف امپراطوري هخامنشي به يونان حمله برد  و اتن  يكي از دو شهر بزرگ يونان را گرفت  اما در جنگهاي بعدي دچار شكستهايي شد كه نخستين نشانه هاي ضعف در امپراطوري هخامنشيان را نشان داد . از اين پس تاريخ نشان دهنده خيانتها و دسيسه هاي فراوان در دربار ايران است . خشايار شاه به دست يكي از خدمتكارانش كشته شد و شاهان پس از او به جز فرزندش اردشير درازدست ايين احترام به عقايد و اديان ديگر ازادمنشي مردم نوازي و توانمندي ارتش را در برابر تعصب ستمگري گرفتن مالياتهاي سنگين و تن پروري ارتش فرو نهادند . فرزند اردشير يكم بدست برادر نامشروعش كشته شد . خود او ( سغديان ) نيز بدست برادر ديگرش داريوش دوم از پا در امد در زمان او يونانيان به فرمانبرداري ايرانيان گردن نهادند ولي در مصر شورشي روي نمود و از امپراطوري ايران جدا گرديد پس از او ادشير دوم و سوم و چهرم يكايك به پادشاهي رسيدند و هر يك با توطئه و خيانتي نابود گشتند . در پايان اخر شاهنشاه هخامنشي داريوش سوم در جنگ با اسكندر مقدوني كه به ايران حمله كرده بود بدست وزيران ايراني خويش كشته شد شاهنشاهي هخامنشي پس از حدود 220  سال از هم پاشيد و ايران باري ديگر براي 200 سال به تاراج رفت